الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
72
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
بطلان مذهب تأليف كرده و نزديك به سال هفتصد هجرى مىزيسته ، چنين نوشته است : علم نحو منسوب به سيبويه است و از او به اخفش و بصريها و كوفيها پيوسته است و بناى اصلى و فروع آن منتسب به ابو الاسود دؤلى مىباشد و زيربناى آنچه را كه اظهار داشتهاند از على عليه السّلام بوده كه فرموده است : كلام عرب بر سه گونه است : اسم و فعل و حرف . در جايى نديدهام بلكه اين نظريه از رافضيان است و از زبان آنها شنيده شده است و خدا گواه است - كه بهترين گواهى است - كه من آنچه را اظهار داشتم در كتابى كهن كه منسوب است به عمر ، ديدهام . در پى آنچه ايراد شد بايد بگويم : ملا نجم الدّين خضر بن محمد بن على حبلرودى رازى نجفى كه از شيعيان امامىمذهب و از شاگردان سيد شمس الدّين جرجانى بوده است ، در كتاب خود توضيح الحجج الواردة لدفع شبه الاعور پس از ايراد الفاظ او مىنويسد : بديهى است دانشمندانى بسيار و بزرگانى بىهمال دربارهء انتشار قواعد نحو كوشش فراوانى داشتهاند و همگى آنها اعتراف مىكنند كه رهين عنايات حضرت مولا على عليه السّلام بودهاند و بدان افتخار مىكنند و به انتسابى كه از اين ناحيه به حضرت مولا على عليه السّلام به دست آوردهاند بر ديگران مباهات مىكنند و به تواتر ثابت شده است كه واضع اصلى « نحو » حضرت على عليه السّلام بوده است كه ابو الاسود دولى را به چگونگى تدوين اين علم راهنمايى فرموده است و اين موضوع را دانشوران ديگر در كتابهاى خود ذكر كردهاند . پس از اين به نقل كلمات استاد خود كه پيش از اين ترجمه شد پرداخته و اظهار داشته با تصريحى كه علامهء استاد كه در بيان ، زبانزد ارباب قلم و زبان است و چرخ رياست تدريس شيراز در محور وى به حركت آمده است و بالاتر از آن ، در اين روزگار از نظر تدريس سلطان مدرسان بشمار مىآيد ، چگونه ممكن است بگوييم آنچه را به على عليه السّلام نسبت داده شده در كتابى نيامده است و تنها از زبان رافضيان شنيده شده است ، اينجاست كه بايد بگوييم اظهارنظر يوسف واسطى از طريقهء صواب دور و خود او در جرگهء ناصبيان منفور است و گواهى او كه « من آنچه را اظهار داشتهام در كتاب منتسب به عمر ديدهام » ، گواهى مردودى بيش نيست ، زيرا دشمن هيچگاه گواهى به حق